هنگامیکه پارسی ها در حدود 700 ق.م به میهن و سرزمین آینده ی خود آمدند ، بدان نام " پارسو- م- اش" اخذ شده از "پارسوا" دادند.پارسوا در غرب دیاچه ی ارومیه واقع بود و مادها و پارس ها در این منطقه کنار هم زیست می کردند . ولی پارس ها تحت فرمانروایی مادها به سر می بردند و این اطلاعات از سالنامه های آشوری مستفاد شده که دسته ای از پارس های ساکن پارسوادر 681 ق.م در "هلولینه" با "سناخریب" زد و خورد کردند و رهبر و سر کرده ی آن ها شخصی بوده است به نام "آکمنس = آکامنس= هخامنش"و پادشاهان بعدی بدین لقب مفتخر گردیده و همین نام را بر دودمان خود نهادند.
همسایه ی دیگر پارس ها در منطقه ی "اوراتور"هابودند که در کار صفه سازی بر پیکر صخره ها و بر فراز بلندی ها تجربه اندوخته و مبتکر بودند. پارس ها رموز این نوع معماری را از این همسایگان آموخته و در سرزمین های تازه آن را ملاک مساکن ، معابد و شهرسازی خود قرار دادند.
ابتدا در مناطقی از سرزمین اولیه (آذربایجان) به صفه سازی پرداختند و سپس از طریق همدان این نوع معماری را به مسجد سلیمان ، شرق شوشتر و بالاخره پاسارگارد بردند.
عموما صفه ها بر صخره ها و مکان های بلند ساخته می شدند . ابتدا پیرامون صخره ها را به وسیله ی پشته های خاک انباشته و هموار می نمودند .
و اینطور پنداشتند که صفه ی پاسارگاد 240 در 133 پا و به تقلید از یک برج پرسیتگاه بابلی ساخته شده که دارای 6 سکو و بلندی هر سکو 20 پا بوده است. سه سکوی پایین با دیوارهای سنگ آهکی خشک چین استوار گردیده و پشت آن ها با سنگ و کلوخ و خاک انباشته و پرشده بوده است و در دو سر جبهه شرقی برای رفتن به سکوی بالاتر پلکانی تعبیه نموده و هیچ اثر ساختمانی دیگری بر روی این صفه نیافته اند و گفته شده که به احتمال زیاد بالای آن اختصاص به پرستش ناهید داشته است.
تا کنون لا اقل سه صفه ی هخامنشی مخصوص مراسم مذهبی شناخته شده که یکی پاسارگاد و دیگری درنقش رستم و سومی در شوش از زمان اردشیر دوم هخامنشی باقی مانده است. هر یک از این ها برجی مکعب دارای یک اتاق است که توسط پلکان به بلندی آن صعود می کردند و در آن جا بغی آتش مقدس را نگهبانی می کرد و تشریفات دینی را در هوای آزاد انجام می داد. صفه ی مسجد سلیمان ، برده نشانده ، برج نورآباد و صفه ی کنگاور را نیز بایستی با قدمتی بیشتر به این مجموعه افزود. ایلامی ها به صفه های مذهبی در هوای آزاد و بدون سقف دوره ی هخامنشی " سیان ناپ- پا- نا siyannap.pa.na = معبد خدا = خانه ی خدا " می گفتند.
به جز آتش مقدس ایرانیان نیازی به پرستش گاه دیگری با اجتماع تندیس ها نداشتند . زیرا آن ها در مغز خود هستی های یزدانی را جدا از هرگونه نمادی مانند تندیس انگار کرده و می اندیشند. قربانی های آتش و نذر اهورا بر قله های برهنه ی کوه ها انجام می گرفت ، فقط وقتی که از برف پوشیده و زیباست.
ایزد دیگر میترا (مهر) بود که از دیر باز ایرانیان او را پرستش می کردند و مانند همه ی ایزد های دیگربر گاو اسب های نیسایی را در راه او قربانی می کردند.
به جز آتش مقدس ایرانیان روزگار هخامنش به یک بغ بانوی دیگر یعنی " آناهیتا" نیز اعتقاد داشتند که از فراز کوه هایش آب ها را روان می کرد و دشت و بیابان را به صورت کشتزار وباغ میوه در می آورد.
نماد آناهیتا-دوره ی ساسانی- تاق بستان
چون ناهید پاک بود رودخانه های او نیز باید چنین باشند و نباید حتی باغ شستن دست آلوده شوند. بلندی ها و صفه های بلند را به این بغ بانو نسبت دادند. چنین پنداشته شده که در زیر صفه ی مسجد سلیمان نفت جریان داشته و آتش روی آن جاودان بوده است.
"گیرشمن" معتقد است که این صفه مرکز اولیه هخامنشیان بوده و وضع دیوارها و سنگ های عظیم بدون ملاط آن بر روی هم مانند cyclopeen( بناهای قدیمی ساز وسیع که از یک توده ساخته شده باشند ) و دیوار گرداگرد آن با برجستگی ها و فرورفتگی های خود صریحا برای دفاع ساخته شده است و ده پله دارد که یکی از آن ها 25 متر عرض و تا به بالای صفه می رود.
بنابراین رسما صفه ی مذکور به پارسی های اولیه نسبت داده شده و در 25 کیلومتر شمال شرقی آن واقع در "برده نشانده" و در سه کیلومتری ساحل چپ رود کارون صفه ی دیگری است که به هخامنش و یا " چیش پیش " منسوب است و سفه ی پاسارگاد نیز شبیه آن هاست که مربوط به کوروش و سپس اردشیر دوم گردیده است.
مرجع:دکتر سیف ا... کامبخش فرد/ معبد آناهیتا کنگاور/انتشارات سازمان میراث فرهنگی/چاپ اول/1374


